لحاف چروک انگار داره از درد به خودش می پیچه.
پاشو انقدر نور آقتاب رو هدر نده.
الان ۱۶ سالته:برنامه زندگیت اینه:خواب. مدرسه.خونه.بیرون.خونه.توالت .آیینه.رژیم.توالت.آیینه.خواب.
بزرگتر میشی.۱۹:پیشرفت های خوبی کردی:خواب.کتابخونه.درس خوندن با پسرا.پسر دیدن با درس خوندن.آیینه تو کیف.پسر دیدن بدون درس.خونه.رژیم داری.کتابخونه.ور رفتن با کتابات.و این حس که می خوای شعر بگی.خونه.توالت.آیینه ی ۲ در ۲ متر.توالت.خواب.
یکم دیگه میگذره :بی خوابی.توالت.حموم.بیرون به سمت کتابخونه........و .......حونه.توالت.حموم.توالت.خواب
میری دانشگاه غیر انتفاعی رشته ی جغرافی تو شهرستان و خونه دانشجویی:(دوران چس ترمیک)
خواب.دانشگاه.خونه.توالت.پاساژ ۱.خیابون ۱.پاساژ ۲.خیابون ۲.....خونه.
دوران میان ترمیک:خواب.توالت.خواب تا بعد از ظهر.توالت.حمام.سکس با شماره۱.توات.حموم.رژیم نداری.سکس با شماره ۲.گریه.توالت.آیینه.پاساژ.ابسولوت پرتقالی.سکس با شماره های ۳ و ۴.خواب تا صبح.
تو این دوره اگه هنوز شانس آوردی و اخراج نشدی شروع می کنی به درس خوندن.
دانشگاه و زودی تموم میکنی.
میری سر کار!!!!!
مثلا معلم جغرافی بچه های راهنماییی میشی.
شماره ۱ و ۲ و ۳ و ۴ دیگه خبری ازشون نیست.
تمام برنامه ی زندگیت ژیدا کردن شوهره.
بقیش هم که خب؟
باید بگم؟؟تا آخر عمرش به خوشی و خوبی زندگی میکنه.
تو طول دوران زندگیش قیمت پنیر ۱۱۲ برابر شد.۲ تا رییس جمهور ترور شدن.و تونست ۴ تا توله بندازه.
kam kam mirim jelooo,aksare oghat ham kheili sarie,enghadr zoood temomesh mikonim ke khodeooonam nemifahmim,ta inke emroooz miresam be inja,migam khak bar saret,ama dg rafte,va ba in jomle hameye ayande tokhmie pishe roooto ro naboood mikoni,bikhial sho,to ta biai befahmi 2 dafe dg man mimiram o zende misham,maghar inke bazam nafahmide bashi,man ham entezari nedaram,hemaghate ghooone lazeme vagharna ghooone naboood,
natayej jadid ine ke:man avazi tarin mojoooodi hastam ke ta hala shenakhtam,va tole saghe hamsaye rooozi mishe ke daste bacheye hamsaye ro gaz migire va birooonesh mikonan,esme to baraye ki moghadase??
hava che aftabi bashe che barooon mese shashe bache biad,man o to na mirim zire ye chatr na ba ham ghadam mizanim,gav sali 2 ta gooosale mindaze,zan har 9 mah 1dooone,pas az gave made soratesh paeentare,
ama agha mitooone to rooooz 48 ta (basteghi be ghodrat ghovaye kamar)bishtar ya kamtar bache dar kone.
har 9 mah be tore miangin 270 roooz mishe,pas 270 dar 48 mikone be ebarate:
12960
be
1
nesbate mard be zan
pas har mard mitonnne 12960 zan ro ta ghabl az inke bache avalesho bebine bachedar kone,zemne inke recordesham daste khoooodemoooone,iran to eftekhare mani,fatali pooooze hamaro zade.
hehe ROOOOH>
ژ
فلسفه ی خلقت من چی بوده؟ایا من اومدم که بگم من هم یه موجود زندم؟ممم؟؟شایدم اومدم زبان فارسی رو متحول کنم؟؟
اگه من اومدم پس بقیه چرا اومدن؟؟خب حالا من مثلا میشم حضرت آدم(ممم)خب
حالا هیچکس غیر من نیست.من اومدم.سلام خدایا.خدایا من چیکار کنم؟؟
خب این اسمش حواه.همه کاری میتونی بکنی.فقط سیب نخور.
خدایا سیب خوردم.
خودم میدونم.
خب پس من اومدم که ببینم میتونم سیب بخورم یا نه؟؟؟
پس حوا چرا اومد؟
من زن میخوام؟؟سیب هم دوست دارم؟؟برای این اومدم که سیب بخورم و زن بگیرم و با زنها بخوابم؟؟
خب بعدش چی؟یعنی میخواستی چند تا اسباب بازی درست کنی و ببینی چجوری میتونن همدیگرو بکنن؟؟
خوب میتونن.جورای مختلف.اوووووه.
پس یعنی من فلسفه ی خلقت رو کشف کردم؟
روح دیگه از کجا اومد؟مگه روحها هم میتونن همدیگرو بکنن؟
حالا من روحمم یا بدنم؟
خب .
فلسفه خلقت:به دنیا اومدن.آشنایی با سایر مخلوقات.کردن سایر مخلوقات تا حد امکان(قسمت تدارکات)سیب خوردن(همبرگر)روزی چند بار ملاقات با توالت.فکر کردن در مورد گاییدن روح؟؟؟؟؟؟؟؟؟
عاقبت سرو چمان قد خم کرد * دیو بیرون شد و خورشید مرد * ظلمت دمید * سیاه می پوشم که بدانی چه اندازه دلتنگ خورشیدم
گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت
سالهاست که از دیده من رفتی لیک
دلم از مهر تو آکنده هنوز
گوسفند ها از اینکه گوسفندن خوشحال_تا جایی که من می تونم تصور کنم _و اسب ها و بز ها هم همینطورو آدم ها به غیر از اونهایی خوشحال نیستن_حتی وقتی همه چی خوبه_اونهایی که شبها خواب میبینند_گاهی هم وسط روز_.بوفالو ها همشون شبها می خوابند غیر از یکیشون که بیداره اما اون هم بالاخره میخوابه.تا صبح خدا بیداره
بوفالوها همه همه خوابن غیر از یکیشون بقیه جماعت همه خوابن.خدا هم خوابیده انگاری.ا ی ن ج ا آ خ ر د ن ی ا س ت.اون بوفالو ناراحته نمی دونم شاید فقط گرسنش باشه شاید شعورش همینقدر باشه...
آدمهای ناراحت هم مثل بوفالوی بیچاره خوابشون نبرده.شاید هم فقط گرسنشونه.
هوا سرد میشه پنجره های اتاق بخار می کنن.شکم آسمون خوب کار میکنه.حوض تو حیاط سردیش کرده انگاری اب از لب و لوچش اویزونه.گربه همسایه هم انقدر ونگ زد تا آخر سرشو زیر درخت کاج تو حیاط بریدن.پلک های 2 تنی نمی خوان هم بیان. برگ های چای از پاکت به قوری از قوری به استکان_کمر نازک_واز از استکان_کمر نازک_به کیسه زباله مسافرت می کنن.دود فضای صادق هدایتی اتاق رو پر کرده_حتی خسرو هم نیست که سرفه کنه_ای ن ج ا ه ی چ ک س ب ی د ا ر ن ی س ت.ساز بیچاره خسته شد انقدر کوکش عوض شد و به گوش ما نیومد.اشکال از اون نیست اشکال از گوش من هم نیست اصلا هیچکس مشکل نداره همینه
اون چیزی که انتظارشو داشتی یه اشتباه لپی بود
زندگی مثل تو کتابها میشه_اما نه کتابای گروه سنی ج_خیلی خوش شانس باشی میشی عمو سبزی فروش
نقش روی قلم دون رو که میبینم هی به خودم میگم من اینارو کجا دیدم؟
اون خوکها غذای معمولی رو با عمر بیشتر ترجیح میدادن.من فقط می خواستم یکم بیشتر 5 سال پیش باشه ....یه کم بیشتر 17 ساله میموندم.....ولی خوب باز هم همین اتفاق می افته
دنیا مثل یه 18 چرخ که ترمز خالی کرده باشه میره جلو هر کی جلوش وایسه له میشه_به قول دوستان می لهه_و
مورچه هیچوقت نمی تونه پیتزا بخوره حتی اگر هم بخوره پیتزا نیست تو دهنش جا نمیشه(ولی به همونش هم راضی میشد)و
پینوکیو فقط تو قصه آدم میشه
پینوکیویه عروسک چوبیه.گوسفند گوسفنده.بوفالو ها شبها می خوابن_دیر یا زود_آدم های ناراحت هم بالاخره یه کاری میکنن دنیا ادامه میده
boodan ya naboodan masaale inast
aya shariftar anastke zarabato latamate rozegare na mosaed ra motehamel shavim
ya anke selahe bardarim va ba anboohe moshkelat bejangim??